بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
486
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بحقنه نرمى كه فانيد و بوره در ان بود احتقان كردن يا بروغن بابونه فاتر كردن تنها و بعد از ان مفتحات مدر دادن چون ماء الاصول و ماء البزور و آب برگ ترب و غيرها بر عانه ضمادى از حلبه و بابونه و اكليل و اطراف كرنب و سلق و پياز و آرد باقلا و جو و نخود و قدرى زبل كبوتر و روغن زيت ترتيب داده نهادن نافع باشد و آنجا مسكه پيوسته به آب گرم و روغن بابونه گرم كرده لته تر كرده بر موضع تكميد كردن و ريحانى دادن و با يك نخود مغز عكه در آبى مدر دادن و با دو درم از خرچنگ بريان كرده دادن درين ابواب خاصيتى عجب ملاحظه افتد خصوصا در مزاج پيران و كودكان غذا همه نرم و جالى و مدر ترتيب بايد كردن و آنجا كه سبب در ايستادن بلغم غليظ بود در مجرى و لزوجت بول و آب دهن و بينى و علامت غلبهء بلغم و تقدم سبب غلظت آن بدان اشهاد كند و همچنان بقى و غيره تنقيه بايد فرمودن انگاه سرگين تازهء كبوتر دشتى در طبيخ شبت يا بول كودك حل كرده در احليل او چكانيدن و سرگين موش دشتى هم اين را نفع بود و بروغن عقرب تمريخ كردن و در آبزنى مناسب نشانيدن و ضمادى كه جهت بسته شدن خون نافع بود به كار داشتن و آب ترب و روغن بادام در آبزن دادن و پنير و رس بسيط بر بالاى شورباى نرم چرب خورانيدن و آنچه بخاصيت درينباب نافع است فرستادن سه عدد موى ذنب اسب بافته در احليل كه آن را به نيم سوخته نارنج آلائيده باشند در لحظه گذاشتن و همچنين خورانيدن زبل كبوتر دشتىست در آب ترب يا كرفس و يك نخود مغز عكه « 1 » يا كلاغ در شراب و زبل موش خانگى در شير خر و حنجره و چينهدان رخمه « 2 » را خشك كرده و سوده با يك درم ملح هندى در آب گرم و سه درم حلتيت در شير خر حل كرده و آنجا كه سبب بسته شدن خون بود در مجرى تقدم بول الدم بدان گواهى دهد علاج بدستورى كه در محلش مبين شده بايد كردن و آنجا كه سبب روئيدن گوشت زائد بود بر محل قرحه مجرى يا برآمدن ثؤلول در آن موضع و عدم علامات ديگر بدان دلالت كند علاجپذير كم باشد ليكن در ثؤلولى به ترك اغذيه مولده ثؤلول و تليين محل و مداومت آنچه در تقليل و قلع ثؤلول نافع است تدارك كردن ممكن بود و تدبير لائق آن را از محلش استنباط بايد نمودن و هرگاه بزرگى گوشت و يا ثؤلول بدان مرتبه رسد كه مجرى را بند كند چاره جز آن نباشد كه از شيب قضيب محلى را كه جهت سنگ مىشكافند بشكافند و محل سد را معلوم كنند و بر بالاى سد منفذى وا كنند
--> ( 1 ) نام نوعى پرنده از جنس كلاغ كه سياه و سفيد است و به عربى عقعق گويند . ( 2 ) رخمه نام مرغ مردار خوار مىباشد كه به هندى گدوهركيله گويند .